
سلام خدمت تمامی دوستان برای اولین بار در این وب نرم افزار کسب درآمد رایگان برای شما کاربران گرامی
دوستان عزیزی که مایل به ثروتمند شدند و دریافت نرم افزار کسب درآمد رایگان را دارند با آدرس زیر بروند
برای چگونگی دریافت نرم افزار کسب درآمد به طور ریاگان به آدرس زیر بروید
http://mohammad-halvaee.mihanblog.com/Post-373.aspx
امروز میخوام یک سرویسی را معرفی کنم که شاید همه راجع به این موضو اطلاعی نداشته باشند
این سرویس به نام وی پی ان معروف هست این سرویس کمک میکنه تا افراد بتونند از فیلتر رد بشوند یعنی این سیستم با تغیر ای پی شما میتونه سد فیلترینگ را از پیش روی شما برداره این سیستم بدرد اون دسته از عزیزانی میخوره که میخواهند از ایگولد یا دیگر بانکهای الکترونیکی که فیلتر شده است استفاده کنند نحوه کار این اکانت به طوری هست که شما یک کانکشن جدید و متفاوت میسازید که بعد از اتصال به اینترنت توسط دیالاپ یا ای دی اس ال این اکانت را فعال کرده و با یوزر نیم وپسوردی که قبلا خریداری نموده اید متصل میشوید که هزینه ای به غیر از خرید اکانت وی پی ان ندارید و هیچ گونه هزینه جانبی برای شما کاربران ندارد
طریقه ساخت کانکشن برای وی پی ان را میتوانید از اینجا دانلود کنید
از دوستان کسی اگه اطلاعات بیشتری داره خواهش میکنم بگه که من به ادامه این مطلب اضافه کنم تا دوستان اطلاعات کافی را بدست بیاورند
با سلام خدمت تمامی دوستان عزیز
این وبلاگ از امروز کار خود را مرتبط با موضوعات زیر شروع میکند
ترجمه قالبم پذیرفته میشود
قالب های فروشی
میهن بلاگ
بلاگفا
پرشین بلاگ
سایت
قالب های سفارشی
میهن بلاگ
بلاگفا
پرشین بلاگ
سایت
قالب های لینک باکس
میهن بلاگ
بلاگفا
طراحی بنر لوگو و هدر
دانلود
براش فتو شاپ
وسایل وبلاگ
وی پی ان
نامه
نامه ی تو چقدر زیبا بود
نامه ی تو چقدر زیبا بود
هر خطش را سه مرطبه خواندم
بعد آنرا به روی یک دفتر
تا نخورده قشنگ چسباندم
نامه ی تو چقدرخوشبو بود
بوی گلهای رازقی می داد
حرفهایت هنوزهم طعم عطر پاییز عاشقی میداد
گفته بودی عجیب دلتنگی
دل من هم برای تو تنگ است
پیش من هم غروب غمگین است
پیش من هم طلوع کم رنگ است
خوشم آمد چقدر دانایی
خوشم آمد چقدر دانایی
حالی از حال من نپرسیدی
ولی از پشت قاب دلتنگی
زردیم را چه زود فهمیدی
یاس زرد دو خانه آنورتر
داشت دیشب تو را دعا میکرد
تشنه بود و نبودی و او داشت التماس پرنده ها میکرد
گفته بودی ز غیبت باران باز هم درد مشترک داری
تا بخواهی شقایق تشنه
گل سرخ پر از ترک داری
دوریت کار دست من داده
فاصله که میان ما کم نیست
هیچکس روزگار و اقبالش مثل ما بی نشان و مبهم نیست
فکرت اینجا میان گلدان است
جلوی چشم آرزوهایم
تو خودت را به جای من بگذار
تو خودت را به جای من بگذار
تو دلت سوخت من چه تنهایم
سالها میشود که با عکست توی این شهر زندگی کردم
با یکی دو تماس کوتاهت ماهها رفع تشنگی کردم ولی آخر چقدر بنشینم
نامه ای حرف روشنی چیزی
گل خشکی میان این کاغذ که به آن وعده ای بیاویزی
بنویس از خودت از این نامه
دو سه خط مختصر فقط فهرست
فقط اینبار خواهشی دارم
عکس تازه برای من بفرست
بنویس از خودت از این نامه
دو سه خط مختصر فقط فهرست
فقط اینبار خواهشی دارم
عکس تازه برای من بفرست
سفر
قصه ما یه سفر بود یه سفر تا خود رویا
تا ته یک شب روشن سفری تا خود فردا
یه طرف گریز از تو یه طرف به تو رسیدن
دل سپردن به یه رویا خواب دست تو رو دیدن
قصه رو از نو شروع كن من به آخرش رسیدم
من تو سادگی عشقت غیبت دستامو دیدم
من می خوام ساده بمونم تا تو عاشقم بمونی
تا تن خسته من رو تا ته شب بكشونی
واسه لمس كودكیها راه برگشتن من كو
راهیم تا بی نهایت تا كلید فتح جادو
شب بی تو رفتن من شب بی نبض ستارس
وقتشه از تو گذشتن این یه آغاز دوبارس
اگه چشمات بگن آره
کوه ومی زارم رو دوشم رخت هر جنگ و می پوشم
موج و از دریا می گیرم شیره ی سنگ و می نوشم
می یارم ماه و توخونه می گیرم باد ونشونه
همه ی خاک زمینو می شمارم دونه به دونه
اگه چشمات بگن آره هیچکدوم کاری نداره
چشمات حرمت زمینه یک قشنگ نازنینه
تو اگه میخوای نذارم هیچکسی تو رو ببینه
اگه چشمات بگن آره هیچکدوم کاری نداره
چشم ماه و در میارم یه نبرد بوم میزارم
عکس چشمتو میگیرم جای چشم اون میزارم
خورشید و ورش می دارم واسه چشمات در میزارم
ازچشمات آینه می سازم یا خودم برات میارم
اگه چشمات بگن آره هیچکدوم کاری نداره
یادمه
یادمه اولین روز، گونه هامو تر کردید
وقتی دیدی دیوونم، حرفامو باور کردید
خیالتون راحت شد، که بی شما میمیرم
محبتو از اون وقت، کمتر و کمتر کردید
گفته بودید با من، حتی اگه نباشم
کلاغ خبر میاورد، شبو با کی سر کردید
شما دوسم نداشتید، از چشماتون می بارید
شما دوسم نداشتید، از چشماتون می بارید
نمی دونم شعرامو، واسه چی از بر کردید
از هرجا می گذشتید، گل به پاتون می ریختم
شما به جاش تو قلبم، هزار تا خنجر کردید
عزیز بودی فراوون، زجرم دادی چه آسون
وجودتونو با زجر، واسم عزیزتر کردید
به یادتون نمونده، تو اون غروب پائیز
به یادتون نمونده، تو اون غروب پائیز
پیش هزار تا شاهد، دستم انگشتر کردید؟
چه روزایی که شونه ام، پناه اشکاتون شد
رو زانوای خسته ام، خستگی رو در کردید
انگار خوشی نمی خواست، من مزه شو بفهمم
یه روز که گل می دادم، نداده پرپر کردید
چیزی نبود تا اون روز، آروم بودیمو خوشبخت
تمام این کارا رو، اون روز آخر کردید
پس نذرامون چی میشه؟
پس نذرامون چی میشه؟ حتماً به یادتون نیست
واسه ضریح آغا، نذر کبوتر کردید
حق با شماست من کجا، شما کجا و تقدیر
میوه خوشبختی رو، همیشه نوبر کردید
من که چیزی نگفتم، که دلتون گرفته
این اولین باره که، شما با من قهر کردید
همون کلاغه می گفت، یه جا شما رو دیده
انگشترو تو دستِ، یک کس بهتر کردید
من که پسش ندادم، دادم به همسایتون
گفتم دیگه درست نیست، شما ما رو ترک کردید
یه چیزی می نویسم، خدا منو ببخشه
اگه یه وقت بهم خورد، منتظرم بر گردید
یه چیزی می نویسم، خدا منو ببخشه
اگه یه وقت بهم خورد، منتظرم بر گردید
:: نرم افزار کسب درآمد رایگان
:: وی پی ان vpn
:: شروع به کار
:: آمدنت...
:: نگاه
:: بغض................................
:: آسمونی ......................................
:: یادمه
:: اگه چشمات بگن آره
:: سفر
:: نامه
:: دیدار تلخ .........
:: وداع........
:: نا آشنا.........
تبلیغات 




